خانه / افشاریه (۱۱۴۸ تا ۱۲۱۰ قمری)

افشاریه (۱۱۴۸ تا ۱۲۱۰ قمری)

  • افشاریه

  • پادشاهان افشاریه

نادر قلی فرزند امام قلی از قبیله ” قرخلو ”  بود که شاخه ای از ایل افشار به شمار می رفت . طایفه مزبور ، از آغاز سلسله صفوی برای جلوگیری از هجوم ازبکان و ترکمانان به منطقه شمال خراسان کوچ داده شد و در منطقه ابیورد و دره گز استقرار یافت . مورخ رسمی دربار نادری ، میرزامهدی خان ،‌تاریخ تولد نادر را روز شنبه بیست و هشت محرم سال هزار صد هجری قمری ذکر کرده و با توصیف مختصری از حیات عشایری ، اصل و نسب آخرین فاتح بزرگ آسیایی را در پرده نگاه داشته است . آنچه مسلم است نادر تا طغیان افاغنه غلزایی قندهار و برافتادن حکومت دویست و پنجاه ساله صفویان ، در گمنامی به سر می برده و زندگانی بی پیرایه چوپانی او ، تنها با هنر نماییها و قهرمانیهای ساده ای همراه بوده است .

سقوط اصفهان در سال ۱۱۳۵ ه.ق. بهانه خوبی به دست سرکشان داخلی و مدعیان خارجی ایران داد تا هر یک از گوشه ای سر برآوردند و کشور را به هرج و مرج طولانی مبتلا کنند . نادر نیز در راس گروهی که برای حمایت از حیات و هستی اهل ابیورد فراهم ساخته بود ابتدا در خدمت خان همین منطقه قرار گرفت و پس از ازدواج پیاپی با دو دختر او ، وارث حکومت محلی کوچک وی شد . آن گاه در سال ۱۱۳۹ ه.ق که شاهزاده سرگردان صفوی ( تهماسب میرزا ) در جستجوی یاران و همراهان فداکاری بود به او پیوست و عزم نجات ایران کرد .

سردار افشار در خلال چهار جنگ پیاپی که با شورشیان افغان داشت توانست سردسته آنان ، یعنی اشرف و همراهانش را در مناطق مهماندوست دامغان ، سردره خوار ( نزدیک تهران ) مورچه خورت اصفهان و زرقان فارس در هم بکوبد . راه را برای استقرار مجدد حکومت صفوی هموار کند . پس از آن در طول چندین نبرد بزرگ و کوچک با ترکان عثمانی که بیست سال طول کشید ( به غیر از یک مورد ) همه جا نادر پیروز بود. وی نیروهای عثمانی را شکست داد و آنان را از خاک ایران تا منتهی الیه دریای سیاه و ارمنستان و گرجستان بیرون راند . نیروهای روسی نیز که وصیت پتر کبیر از اختلافات درونی ایران استفاده کرده بودند با سیاست و تدبیر عاقلانه وی تمامی خطه شمال و باریکه ساحلی خزر را ( از دربند و باکو تا مازندران ) تخلیه کردند . نادر با بهره گیریهای به موقع از ضعفهایی که شاه تهماسب دوم ( ۱۱۴۵ – ۱۱۲۵ ه.ق. ) از خود نشان داد وی را از سلطنت خلع کرد. پس از آن با خلع فرزند خردسال شاه تهماسب دوم یعنی عباس سوم از سلطنت خود در شوال سال ۱۱۴۸ ه.ق. با رای و اراده بزرگان ، سرداران ، ریش سفیدان و روحانیان عالیمرتبه ای که در دشت مغان گرد آورده بود ، سلطنت نشست . اقدامات بعدی او ، سرکوبی سرکشان داخلی در قندهار و ایجاد نظم در سراسر کشور بود . از آنجا که دولت گورکانی هند جمعی از فراریان افغان را پناه داده بود و به توقعات نادر نیز وقعی نمی نهاد، نادر ناچار شد که عازم شبه قاره شود . نبرد قطعی میان فریقین ، در منطقه کرنال در ۱۵ ذیعقده سال ۱۱۵۱ ه.ق. ( ۲۴ فوریه ۱۷۳۹ ه. ) روی داد که به شکست محمد شاه گورکانی انجامید . نادر به همراه سپاهیان خود وارد دهلی شد پس از ضرب سکه و اعلام انقیاد حریف ، دگرباره تخت سلطنت را به محمد شاه واگذاشت . پادشاه گورکانی نیز در مقابل آن ، مناطق غربی آب اتک و رودخانه سند را به ایران تسلیم کرد . شهرت دارد که نادر در حین عزیمت به هند حاکمی برای کشمیر معین کرد، ولی دلایل دیگری درباره تثبیت حاکمیت او بر آن منطقه در دست نیست .

در بازگشت نادر به ایران خدایارخان عباسی (‌فرمانروای سند ) نافرمانی آغاز نمود که نادر ناگزیر سالی را برای مطیع ساختن مجدد وی و افاغنه متمرد منطقه صرف کرد و تمشیت کامل به امور آن نواحی داد . واقعه مهم پایانی سال ۱۱۵۳ ه.ق. لشکر کشی شاه ایران به ماوراءالنهر و تصرف مناطق جنوبی آمودریا ( جیحون )‌ بود . ابوالفیض خان ( از احفاد چنگیز ) به شکست قطعی معترف شد و از سوی نادرشاه حکومت سمر قند و بخارا و آن سوی رودخانه تا صفحات سغد و فرغانه را به دست آورد . اما ، ایلبارس خان ( والی خوارزم ) از در جنگ در آمد و لامحاله جان بر سر دعوی نهاد .

بدین سان ، خوارزم جایگاه تاریخی خود را بازیافت و صفحات مابین دریاچه های آرال و مازندران تا حوالی دشت قبچاق قدیم ، که با قزاقستان کنونی مطابقت دارد ،‌فرمان پذیر شدند .

نادر بر اثر اشتباهی که در تشخیص و داوری در مورد سوء قصد کنندگان به خود مرتکب شد ، به فرزند ارشد خود ( رضا قلی میرزا ) خشم گرفت و چشمهای او را کور کرد ( ۱۱۵۴ ه.ق. ).  این فاجعه موجب شد که اعتدال روانی وی مغشوش شود و وخامت احوالش فزونی یابد . اغتشاشات داخلی لزگیها در داغستان و قیامهای محلی فارس و گرگان و دیگر نقاط همراه با لجاجتی که عثمانیها برای رد شرایط پیشنهادی وی نشان می دادند و از پذیرش مذهب شیعه جعفری به عنوان رکن پنجم اسلام سرباز می زدند ، موجب گردید که نادر از لشکرکشی به روسیه و استانبول و مناطق ماوراءالنهر منصرف گردد و درگیر گرفتاریهای نفس گیر و ایذایی داخلی شود .

سرانجام هلاکت وی به دست جمعی از سرداران مقربی انجام گرفت که همگی بر جان خویش بیمناک بودند . به همین سبب با توطئه هولناکی که در یازدهم ماه جمادی الثانی سال ۱۱۶۰ در قوچان ترتیب دادند ، او را از پای در آوردند .

نادر از فرمانروایانی بود که برای آخرین بار ایران را به محدوده طبیعی فلات ایران رسانید و با تدارک کشتیهای عظیم جنگی ، کوشید تا استیلای حقوق تاریخی کشور را بر آبهای شمال و جنوب تثبیت کند .

نادر (۱۱۴۸ تا ۱۱۶۰ هجرى قمرى)

نادر از ایل افشار بود. در دورهٔ شاه‌طهماسب دوّم حاکم خراسان شد و تدریجاً بر تمام ایالاتى که در اختیار طهماسب دوّم بود مسلّط گشت. او اشرف افغان را على‌رغم کمک‌هاى عثمانى‌ها به اشرف در مهماندوست دامغان و سپس در مورچه‌خورت اصفهان شکست داد و آنها را از ایران راند. او سپس عثمانى‌ها را از غرب ایران بیرون راند، ابدالى‌ها را در مشهد شکست داد و هرات را تصرف کرد، پس از آن به قفقاز تاخت و شماخى و داغستان را فتح کرد. در این زمان روس‌ها نیز که از نواحى مجاور دریاى خزر نعفى متوجه آنها نمى‌شد، بیرون رفتند. تا این زمان طهماسب دوّم صفوى و سپس فرزند شیرخوره‌ وى عباس‌سوّم اسماً پادشاه بودند. بین نادر و عثمانى‌ها دو جنگ در گرفت که در اوّلى عثمانى‌ها پیروز شدند و در دوّمى شکست خوردند.

این شکست منجر به قرارداد صلحى شد که پس از نادر خود را شاه خواند (۱۱۴۸). دورهٔ سلطنت نادر مملو از جنگ‌ها و شورش‌ها در نواحى مختلف ایران بود. در شیروان و گرجستان قیام‌هائى درگرفت. در استرآباد محمدحسن‌خان قاجار و در خوى و ماکو کردهاى دنبلى سربلند کردند، سیستان، خراسان، کرمان، بختیارى و لرستان را نیز شورش و آشوب فراگرفته بود. شورش‌ها نتیجهٔ جنگ‌ها و فقر منتج از آن بود. ولى این شورش‌ها را سرکوب کند. او پایتخت را از اصفهان به مشهد منتقل کرد و چون از آشفتگى اوضاع هند مطلع شد به بهانهٔ اینکه پادشاه هند به افغان‌هاى فرارى پناه داده به آنجا حمله کرد و کشتار و خرابى زیادى به بار آورد و شکست سختى را به آنها تحمیل کرد و با غنائم جنگى پرارزشى چون کوه‌نور و دریاى نور و تخت‌طاووس به ایران بازگشت. پس از چند جنگ دیگر میان او و عثمانى قرارداد صلحى منعقد شد و مرز بین دو کشور به‌صورت قبلى خود بازگشت. نادر نزدیک قوچان به‌دست سرداران خود کشته شد. پس از مرگ وى جنگ‌هاى خانگى در ایران وسعت گرفت.

عادلشاه و ابراهیم‌شاه (۱۱۶۰ تا ۱۱۶۱ هجرى قمرى)

عادلشاه برادرزادهٔ نادر بود که در توطئهٔ قتل او دست داشت و پس از قتل نادر در مشهد به تخت نشست. پس از مدتى میان او و برادر وى ابرهیم‌خان که دعوى سلطنت داشت جنگى درگرفت و عادلشاه شکست خورد و ابراهیم خود را شاه خواند. ابراهیم شاه که در این زمان در غرب ایران بود جهت سرنگون کردن شاهرخ که در مشهد بر تخت نشست بود، عازم مشهد شد ولى شکست خورد و دستگیر و سپس کشته شد.

شاهرخ (۱۱۶۱ تا ۱۲۱۰ هجرى قمرى)

پسر رضاقلى‌میرزا و نوهٔ نادر، در زمان او براى مدتى یکى از شاهزادگان صفوى با نام شاه سلیمان دوّم بر تخت نشست. او شاهرخ را خلع و نابینا کرد. پس از مدت کوتاهى شاهرخ مجدداً به سلطنت رسید و تا ۱۲۱۰ که به‌دست آقا محمدخان‌قاجار سرنگون شد فقط در خراسان حکومت کرد و ابوالفتح‌خان بختیارى از جانب او حکومت اصفهان و نواحى مرکزى را داشت.

قلمرو افشاریه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.