خانه / تاریخ ایران / تاریخ ایران اسلامی / غزنویان / تأثیر فرهنگ ایرانی- اسلامی بر فرهنگ سلاطین غزنوی

تأثیر فرهنگ ایرانی- اسلامی بر فرهنگ سلاطین غزنوی

مشاهده: 1864 بار

فرهنگ سلاطین نخست غزنوی، فرهنگی عمیقاً ایرانی – اسلامی و سخت متأثر از تمدن ایرانی سرزمین هایی بود که به تصرف آنها درآمده بود، و در این مورد خراسان بیشترین اهمیت را داشت. سامانیان حامی و مشوق بزرگ علوم فارسی و عربی بودند، و دربار آنها نویسندگان و شعرایی نظیر رودکی، بلعمی و دقیقی پرورش داده بود. دقیقی طوسی راهگشای فردوسی، شاعر بزرگ اوایل عصر غزنوی در سرایش کار سترگش، شاهنامه بوده است. محمود و مسعود هر دو از تعلیم و تربیت سنتی اسلامی برخوردار بودند، و بر آن بودند که دربارشان نیز باید آراسته به بزرگان فضل و هنر زمانه باشد. آنها شعرا را از ممالک همجوار به دربار خود جلب می کردند، چنانکه از میان شعرای دربار غزنه، فرخی سیستانی از خدمت امیر محتاجی چغانیان، و منوچهری از دربار زیاریان طبرستان و گرگان راهی دربار غزنه شده بودند. بنابر گفته دولتشاه سمرقندی، در رکاب محمود همواره چهارصد شاعر حرکت می کردند که ریاست آنها با امیرالشعرا، عنصری بلخی بود که خود پیوسته مدح خداوند خویش و دیگر رجال برجسته دربار می کرد. از قرار معلوم عنصری منظومه ای درباره جهانگشایی های محمود سروده بود که تاج­الفتوح نام داشت. بی گمان دیوان اشعار تنی چند از این شعرا که به دست ما رسیده، گواه بر تازگی کلام و گیرایی بیان آنها می باشد. هنگامی که محمود ولایت خوارزم را گشود، ابوریحان بیرونی، ادیب، دانشمند و مورخ بزرگ عصر را از زادبومش با خود به غزنه آورد. بدین گونه بود که بیرونی توانست در تاخت و تازهای غزنویان به هند با آنها همراه شود. وی به آموختن زبان سانسکریت پرداخت و برخوردهایش در هند و کنجکاوی هوشمندانه بی اندازه­اش نسبت به دیگر ادیان و آداب و رسوم موجب گردید که تألیف بزرگش تحقیق ماللهند را بنویسد. این اثر نخستین کتاب اسلامی است که بی غرضانه به بررسی عقاید و عادات هندوان می پردازد.

دربار واقعی غزنویان بر مبنای شیوه های سنتی ایرانی سازمان یافته بود. سلاطین غزنوی در ساختن ابنیه سخت اهتمام می­ورزیدند و در سراسر شهرهای بزرگ امپراتوری قصرها و باغهای باشکوه برآورده بودند. مسعود خود بنای کاخ باشکوه جدیدی را در غزنه طرح و نظارت کرد. ساختمان این بنا چهار سال طول کشید و هفت میلیون درهم هزینه برداشت و از بیگار مردم ساخته شده بود. خرابه های باقی مانده در لشکری بازار که هیأت باستانشناسی فرانسوی در افغانستان به پژوهش در آن پرداخته است، پاره ای صورت ذهنی از میزان بزرگی تجملی این کاخها بدست می دهد. بیگمان هزینه نگهداری و مرمت این کاخها بار سنگینی بر دوش اهالی شهرهایی بود که در آنجاها آنها را برآورده بودند. سلاطین غزنوی در کاخهای خود در محاصره غلامان شاهی بودند و بر تخت زرین می نشستند و زمانی دراز به باده گساری با ندمای خویش می پرداختند. آنها خواه ناخواه خواجگانی در حرمسرای خود داشتند. بواسطه رعایت سلسله مراتب در دربار، مقررات سختی در آنجا برقرار بود و سلطان از تماس مستقیم با مردم دور بود. با وجود این، بواسطه نهاد اسلامی مظالم دادن، یعنی جلساتی که مردم می توانستند در پیش سلطان از تجاوز و ستم دادخواهی کنند، پاره ای ارتباط با مردم حفظ شده بود. بنابراین تصویری که از سلاطین غزنوی بدست می آید نمونه پادشاهان ایرانی – اسلامی است. آنها در محیطی بسر می بردند که مشابه دیگر دربارهای مشرق عالم اسلام بود. اما حقیقت آنکه برخی تعدیل باید در این سخن بعمل آید: باید همواره بخاطر داشت که سلاطین غزنوی ترک نژاد بودند و تنها یک یا دو نسل آنها را از دشتهای آسیای میانه جدا می کرد. از این گذشته قدرت غزنویان بیشتر متکی به سربازان ترکشان بود. سلاطین غزنوی هنوز به ترکی تکلم می کردند، برای سلاطین ضرورت داشت که همواره هماهنگ با نیازها و خواسته های قوم خود کار کنند. از آنجایی که منابع مربوط به دوره موضوع بحث ما منحصراً عربی یا فارسی است، از این رو ناگزیریم در اندازه و نفوذ جوهر ترکی در زندگی و فرهنگ سلاطین نخست غزنوی به حدس و گمان متوسل شویم؛ اما تردیدی نیست که این جنبه خالی از اهمیت نبوده است؛ منوچهری، شاعر ایرانی دربار غزنه با شعر ترکی آشنایی داشت، و از قرار معلوم این آشنایی تنها منحصر به منوچهری نبوده است.

منبع: تاریخ ایران کمبریج، جلد چهارم، از فروپاشی دولت ساسانیان تا آمدن سلجوقیان، صص ۱۶۰و۱۶۱؛ میهن تاریخ

قلمرو غزنویان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.