خانه / خلافت عباسیان

خلافت عباسیان

همانطور که اشاره شد، ایرانیان تحقیر و توهین سرداران عرب را که از خود حکام بنی امیه الهام می گرفتند تحمل نکردند و مردم خراسان با استفاده از خصومت میان قبایل عرب حاکم بر خراسان و ماورالنهر، جانب داعیان و مبلغان بنی عباس را گرفتند.

بنی عباس به سبب خویشاوندوی نزدیکتر با حضرت رسول اکرم (‌ص )‌ خود را برای خلافت و حکومت شایسته تر می دیدند. در این راستا، ابومسلم سردار ایرانی توانست با حمایت ایرانیان و قبایل عرب مخالف، حکومت بنی امیه را سرنگون سازد و عباسیان را به قدرت برساند. بنی امیه در زمان حکومت عبدالملک و ولید و هشام ، تنها در اثر توفیق در فتوحات شرق و غرب و سیاست داخلی مبنی بر فشار بسیار زیاد بر طبقات مردم، توانستند به حکومت خودادامه دهند. فشار حکام و والیان تعیین شده از سوی آنان، مردم عراق و ایران را ناراضی ساخت. همچنین، بی اعتنایی بعضی از آنان به اصول دین اسلام موجبات ناخشنودی اهل دین و تقوا را فراهم آورد. سیاست مالی و اداری آنان نیز در سرزمینهای مفتوح و مغلوب موفق نبود. مهمتر آنکه طرفداری آنان از عصبیت عربی و تحقیر ملل مغلوب که همه را موالی (‌یعنی بندگان)‌ خود می دانستند، به تدریج مایه های عصیان و قیام را به خصوص در ایران و خراسان فراهم ساخت. سال ۱۳۲ هجری، پایان حکومت نود ساله بنی امیه و آغاز حکومت بنی عباس است. از این سال، خلافت و قدرت شرعی و صوری ایشان در حدود پانصد سال ادامه یافت. لازم به ذکر است که قدرت واقعی ایشان، گاهی به حدود عراق و بین النهرین محدود می شد و حتی، گاهی در خود بغداد نیز از قدرت و اعتبار محروم بودند .

اگر چه منصور – خلیفه دوم عباسی – با قتل ” ابو مسلم خراسانی ” ناسپاسی خود را به این سردار بزرگ ظاهر ساخت، ولی برای استوار ساختن قدرت خود از این کار ناگزیر بود. با قتل ابومسلم، نه تنها نفوذ ایرانیان که آغاز شده بود از میان نرفت، بلکه با ورود دبیران و وزیران ایرانی در دستگاه خلافت عباسی، نفوذ فرهنگی و سیاسی ایرانیان گسترش بیشتری نیز یافت. قتل برمکیان هم که از خاندان اصیل ایرانی بودند، نتوانست جلو آن نفوذ را بگیرد درقرن سوم هجری، عنصر مهم دیگری وارد حکومت اسلامی شد. آن عنصر مهم، ترکان بودند که به صورت غلامان جنگی در دستگاه حکومتی وارد شدند و به تدریج، قدرت نظامی را از قوم غالب عرب گرفتند.  این نفوذ تا بدان جا ادامه یافت که عزل و نصب خلفا هم به دست آنان انجام می گرفت و هیچ خلیفه ای بی رضایت ایشان، نمی توانست کاری بکند .

این قدرت غلامان ترک در قرن چهارم متوقف شد و قدرت سیاسی و نظامی به دست “دیلمیان” که ایرانی بودند افتاد. با آمدن سلجوقیان، قدرت نظامی و سیاسی ترکان در عالم اسلامی، به طور قطع مسلم و مسجل گردید. در این زمان، ایرانیان به اداره امور مالی و دیوانی دستگاههای حکومتی پرداختند. اما، ‌فرهنگ نوپا و نوبنیاد اسلامی به صورت عمده در دست ایرانیان بود. اگر چه ماده اصلی آن،‌ قرآن و حدیث و زبان عربی و ماده مهم فکری آن یونانی بود. اما پرچمداران این فرهنگ در همه شاخه ها ایرانیان بودند. ایرانیان با اتکاء به  فرهنگ قدیم و با اتکاء به گذشته نیرومند سیاسی، ملیت خود را در داخل حکومت اسلامی حفظ کردند. ایشان بر خلاف ملل مغلوب دیگر ، نه تنها در ملیت عرب مستهلک نشدند، بلکه ادبیات ملی بسیار غنی خود را نیز به وجود آوردند .

جدول اسامی خلفای عباسی

#نام خلیفهتاریخ به هجری قمریتاریخ به میلادی میلادی
          خلفای عباسی
۱ابوالعباس سفاح۱۳۱–۱۳۶۷۵۰–۷۵۴
۲منصور (خلیفه)۱۳۶–۱۵۸۷۵۴–۷۷۵
۳مهدی (خلیفه)۱۵۸–۱۶۹۷۷۵–۷۸۵
۴هادی (خلیفه)۱۶۹–۱۷۰۷۸۵–۷۸۶
۵هارون‌الرشید۱۷۰–۱۹۳۷۸۶–۸۰۹
۶امین (خلیفه)۱۹۳–۱۹۸۸۰۹–۸۱۳
۷مأمون۱۹۸–۲۱۸۸۱۳–۸۳۳
۸معتصم۲۱۸–۲۲۷۸۳۳–۸۴۲
۹واثق۲۲۷–۲۳۲۸۴۲–۸۴۷
۱۰متوکل۲۳۲–۲۴۷۸۴۷–۸۶۱
۱۱منتصر۲۴۷–۲۴۸۸۶۱–۸۶۲
۱۲مستعین۲۴۸–۲۵۲۸۶۲–۸۶۶
۱۳معتز۲۵۲–۲۵۵۸۶۶–۸۶۹
۱۴مهتدی۲۵۵–۲۵۶۸۶۹–۸۷۰
۱۵معتمد (خلیفه)۲۵۷–۲۷۹۸۷۰–۸۹۲
۱۶معتضد۲۷۹–۲۸۹۸۹۲–۹۰۲
۱۷مکتفی۲۸۹–۲۹۵۹۰۲–۹۰۸
۱۸مقتدر (خلیفه)۲۹۵–۳۲۰۹۰۸–۹۳۲
۱۹قاهر۳۲۰–۳۲۲۹۳۲–۹۳۴
۲۰راضی (خلیفه)۳۲۲–۳۲۹۹۳۴–۹۴۰
۲۱متقی۳۲۹–۳۳۴۹۴۰–۹۴۴
۲۲مستکفی۳۳۴–۳۳۶۹۴۴–۹۴۶
۲۳مطیع (خلیفه)۳۳۶–۳۶۳۹۴۶–۹۷۴
۲۴طائع۳۶۳–۳۸۱۹۷۴–۹۹۱
۲۵قادر (خلیفه)۳۸۲–۴۲۲۹۹۱–۱۰۳۱
۲۶قائم (خلیفه)۴۲۲–۴۶۸۱۰۳۱–۱۰۷۵
۲۷مقتدی (خلیفه)۴۶۸–۴۸۷۱۰۷۵–۱۰۹۴
۲۸مستظهر۴۸۷–۵۱۲۱۰۹۴–۱۱۱۸
۲۹مسترشد۵۱۲–۵۳۰۱۱۱۸–۱۱۳۵
۳۰راشد۵۳۰–۵۳۱۱۱۳۵–۱۱۳۶
۳۱مقتفی۵۳۱–۵۵۵۱۱۳۶–۱۱۶۰
۳۲مستنجد۵۵۵–۵۶۶۱۱۶۰–۱۱۷۰
۳۳مستضی۵۶۶–۵۷۶۱۱۷۰–۱۱۸۰
۳۴ناصر (خلیفه)۵۷۶–۶۲۲۱۱۸۰–۱۲۲۵
۳۵ظاهر (خلیفه)۶۲۲–۶۲۳۱۲۲۵–۱۲۲۶
۳۶مستنصر (بغداد)۶۲۳–۶۴۰۱۲۲۶–۱۲۴۲
۳۷مستعصم۶۴۰–۶۵۶۱۲۴۲–۱۲۵۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.