خانه / خوارزمشاهیان

خوارزمشاهیان

  • خوارزمشاهیان

  • پادشاهان خوارزمشاهی

مهمترین و معروفترین اتابکان،‌ اتابکان خوارزم بودند که به خوارزمشاهان و خوارزمشاهیه نیز شهرت یافته اند .

خوارزم ، که در کتیبه های هخامنشی به صورت هوارزمیا و بعد از اسلام به صورت خوراسمیه نیز آمده است ، نام ناحیه ای است در سفلای جیحون. حدود آن ناحیه از حوالی دریاچه آرال تا سواحل دریاچه خزر و نواحی ابیورد ،‌از شرق در تمام سواحل سیحون ، ادامه می یافت و پایتخت آن خوارزم خوانده می شد .

این منطقه نزدیک دریاچه آرال وشامل دو قسمت بوده است : قسمت شرقی ‌که معمولا ترک نشین بود و قسمت غربی رودخانه که اورگنج خوانده می شد و فارس زبانان در آنجا ساکن بودند. پهنای رودخانه جیحون در این نواحی گاهی به دو فرسنگ می رسید . این دو شهر در زمان حمله مغول بیشتر به صورت ویرانه درآمدند . معروفترین اتابکان در تاریخ ایران ، اتابکان خوارزمشاهی بودند . اصولا”‌بعد از اسلام ( به خصوص در زمان غزنویان ) ، حکام خوارزم همان عنوان پیش از اسلام خود ، یعنی خوارزمشاه ر ابه دنیال نام خود داشتند ، چنانکه آلتون تاش در زمان سلطان محمود که حاجب بزرگ او بود و حکومت خوارزم  را یافت به همین لقب ملقب گردید . قبل از او نیز مامون و علی بن مامون ومامون بن محمد ، همین عنوان را داشتند . در روزگار سلجوقیان ، انوشتکین غرجه ( که طشت دار سلاطین سلجوقی بود ) به اشاره سلطان ملکشاه سلجوقی به امارت ولایت خوارزم منصوب شد ( ۴۷۰ ه.ق . ) و در واقع ، خراج ولایت خوارزم مخصوص طشت خانه سلجوقیان بود .

در سال ۴۹۰ ه.ق. قطب الدین محمد – ازاولاد انوشتکین غرجه – به تایید امیر حبشی ( پسر آلتون تاش حکمران خراسان ) به سمت خوارزمشاهی معین شد. او تا سال ۵۲۲ ه.ق. عنوان حکومت خوارزمشاه را به خود اختصاص داد.

پسر او ، اتسز ( اتسز = نمیرا ،آنکه باید زنده بماند ) با لقب علاء الدوله هم این سمت را به ارث یافت . او با سبطان سنجر پادشاه مقتدر سلجوقی در گیری پیدا کرد و سلطان سنجر ( در سالهای ۵۳۳ ، ۵۳۶ و ۵۴۲ ه.ق. ) سه بار ناچار شد به خوارزم لشکر کشی کند . هر چند در هر سه بار اتسز مغلوب شد ،‌ اما به علت عذر خواهی مورد بخشش قرار گرفت و به دلیل ضعف سلطان ، در کار خود ابقاء شد .

بعد از این تاریخ هم که سلطان سنجر گرفتار شورشهای داخلی و حملات قراختاییان و غزها در شرق ایران بود ،‌ دیگر فرصت نیافت به خوارزم لشگر کشی  کند . از این پس ،‌حکومت خوارزمشاهیان در حوزه ای وسیع به صورت مستقل ادامه یافت .

بعد از مرگ اتسز ، پسر او – ایل ارسلان – به حکومت رسید ( ۵۵۱ ه.ق. )‌. سپس سلطانشاه – فرزند ایل ارسلان – چند صباحی حکم راند ( ۵۶۸ ه.ق. ) تااینکه برادرش – علاء الدین تکش – او را از خوارزم بیرون راند و خود مستقیما خوارزمشاه شد .

علاء الدین در سال ۵۶۹ ه.ق. با موید الدین آی آبه ( اتابک نیشابور ) به جنگ پرداخت و او را به قتل رساند .طغانشاه – فرزند موید الدین – هر چند در نیشابور به حکومت نشست ، اما همیشه مورد حمله خوارزمشاهیان قرار داشت. سرانجام ، طغانشاه از ملک دینار غز شکست خورد و حکومت مویدیه در نیشابور پایان یافت .

جنگهای معروف علاء الدین  تکش، در چند جا یاد شده است: نخستین در نیشابور با سلطانشاه برادرش( ۵۸۵ ه.ق. ) و بار دیگر،‌ جنگ او با برادر در مرو ( ۵۸۹ ه.ق.) صورت گرفت . لشگر کشی دیگر او به بخارا برای سرکوبی ترکان قبچاقی ( ۵۹۱ ه.ق .)‌انجام شد . هر چند سپاهیان او به علت گرما و تشنگی اغلب هلاک شده و سلطان شکست خورده برگشته است .

جنگ دیگر او در سال (۵۹۰ ه.ق.) با سلجوقیان عراق بود که در حوالی ری با طغرل سوم ( آخرین پادشاه سلجوقی ) جنگید و او را شکست داد . خوارزمشاه پس از آن تا همدان نیز پیش رفت . آن گاه ،‌همدان و اصفهان را به قتلغ اینانج سپرد.

در جنگی که میان سپاه خلیفه و لشکریان خوارزمشاه در حوالی ری و ساوه به سال ۵۹۱ ه.ق. روی داد ، لشکر خوارزم تا خوار عقب نشستند . خوارزمشاه در سال ۵۹۶ ه.ق. پسر خود تاج الدین شاه – را حاکم اصفهان کرد، و پسر دیگرش – سلطان محمد را حکومت خراسان داد . وی در ۱۹ رمضان سال ۵۹۶ ه.ق. در گذشت . پس از وی سلطان محمد – پسرش – جانشین پدر شد .

در زمان این پادشاه ، وضع ولایتهای ایران دچار آشفتگی بود . کرمان که به تسلط ملک دینار عز در آمده بود ( اگر چه چند صباحی به تسلط خوارزمشاهیان نیز در آمد ) به علت حملات طوایف شبانکاره و اتابکان فارس ،‌ از حیطه تسلط خوارزمشاهی خارج شد ( ۵۹۹ ه.ق. ) . سلطان غیاث الدین (‌حاکم غور ) به تحریک خلیفه ” الناصر لدین الله ” بر خوارزمشاه شورید و قسمتهایی از خراسان را از آن خود کرد .

همچنین ، به تحریک خلیفه ، بعضی روسای اسماعیلیه از جمله جلال الدین حسن اسماعیلی در قلاع الموت و رودبار ادعای خود سری کردند. این رفتارها باعث شد تا سلطان محمد خوارزمشاه به فتوای جمعی از علمای ماوراء النهر، ‌نام ناصر خلیفه را از خطبه انداخت و فرمان داد که یکی از سادات حسینی ترمذ را به عنوان خلافت دهند و خطبه به نام او خوانند . سپس در زمستان سال ۶۱۴ ه.ق. به همراه سپاهی از طریق همدان عازم جنگ با خلیفه عباسی شد . اما ، سپاهیانش به علت سرمای شدید در اسد آباد همدان دچار تلفات بسیار شدند و چون در شرق ایران آشفتگیهای پدید آمده بود ، سلطان محمد به مرو بازگشت ( محرم ۶۱۵ ه.ق. ) سلطان محمد خوارزمشاه از سال ۶۱۳ ه.ق.      گرفتار حملات طوایف مغول در شرق ایران شده بود ، تا اینکه در سال ۶۱۵ ه.ق. شهر کاشغر به تصرف مغولان در آمد. سلطان هر چند خود را به ماوراء النهر رساند ، اما در برابر لشکر مغول قادر به مقاومت نبود و همچنان از برابر آنان می گریخت . وی در شوال سال ۶۱۷ ه.ق. در جزیره ” آبسکون ” ( در دریاچه خزر )‌ بیمار شد و درگذشت .

فرزند او جلال الدین منکبرنی ، کوشش بسیار کرد که در برابر مغولان نیرویی فراهم آمورد ، اما توفیق نیافت . او در جنگ پروان ( نزدیک کابل ) از لشکر مغول شکست خورد و به سند گریخت . وی در نزدیکی سند از چنگیز شکست دیگری خورد و به دهلی رفت تا شاید از امرای آن دیار که با خانواده خوارزمشاهی قوم خویش بودند کمک بگیرد . اما کار او به جایی نرسید و از طریق کرمان و فارس خود را به اصفهان و آذربایجان رساند . در ۲۸ رمضان سال ۶۲۷ ه.ق. از سلطان علاء الدین کیقباد ( از سلاجقه روم ) در ارزنجان شکست خورد . در آذربایجان سپاه مغول به او رسیدند و در دیار بکر ، آخرین جنگ با آنان در گرفت و سلطان شکست خورد . او از جنگ جان به سلامت برد ، اما در میافارقین به صورتی ناگهانی به دست جمعی از کردان به قتل رسید ( نیمه شوال سال ۶۲۸  ه.ق. ) . بدین ترتیب سلسله خوارزمشاهی پایان یافت .

 

انوشتکین غرچه (۴۷۰ تا ۴۹۰ هجرى قمرى)

مؤسس این سلسله بود که از طرف ملکشاه سلجوقى ولایت خوارزم را یافت و لقب خوارزمشاه گرفت.

قطب‌الدین محمد (۴۹۰ یا ۴۹۱ تا ۵۲۱ هجرى قمرى)

درزمان او خوارزمشاهیان همچنان تابع سلجوقیان بودند. پسر قطب‌الدین محمد موسوم به اتسز (۵۲۱ تا ۵۵۱) سعى کرد تا قلمرو خود را توسعه دهد. او چند بار علیه سنجر قیام کرد و بارها بین آنها جنگ و مصالحه درگرف. اتسز به خراسان حمله و آنجا را غارت کرد. پس از او پسر وى ختاى‌خان جانشین او شد ولى ایل‌ارسلان پسر دیگر اتسز که در جُند بود به خوازرم آمد، او را مغلوب کرد و خود به سلطنت نشست (۵۵۱ تا ۵۶۸). او بخارا و سمرقند را تصرف کرد. پس از او سلطانشاه یکى از پسرانش براى مدت کوتاهى بر تخت نشست (۵۶۸ تا ۵۶۹) خلع شد و پس از چند درگیرى قرار شد که خراسان از آنِ سلطانشاه و خوارزم از آنِ تشک شود. پس از درگذشت سلطانشاه خراسان ضمیمهٔ قمرو تکش شد. او به عراق لشکر کشید و آخرین پادشاه سلجوقى عراق در جنگ با او کشته شد (۵۹۰ هجرى قمری). او قسمت‌هاى داخلى ایران را نیز به قلمرو خود افزود. در تاریخ از او به‌عنوان پادشاهى عادل و حامى فضل و ادب نام برده شده است.

سلطان‌محمد (۵۹۶ تا ۶۱۸ هجرى قمرى)

پسر علاءالدین تکش و جانشین او بود. قلمرو خوارزمشاهیان را از شرق و غرب گسترش داد و پس از دورهٔ ملکشاه سلجوقی، در دورهٔ سلطان‌محمد وحدت تمام ایران نزدیک به حصول بود. در این زمان کار چنگیز در آسیاى میانه بالا گرفته بود و قلمرو چنگیز با قلمرو خوارزمشاهیان مجاور شده بود. سلطان‌محمد سفیرانى به چین فرستاد تا با چنگیزخان دیدار کنند. چنگیز که مایل به بازکردن راه کاروان‌روى ایران و چین (جادهٔ ابریشم) بود، تمایل خود به صلح و مسالمت را به وى اطلاع داد و به‌دنبال آن ۴۵۰ تا ۵۰۰ بازرگان با کالاهاى گرانبهاء از مغولستان به‌سوى ماوراءالنهر رهسپار شدند ولى غایرخان حاکم اترار به بهانهٔ جاسوسى همهٔ آنها را کشت. چنگیز با شنیدن این خبر نمایندگانى نزد سلطان‌محمد فرستاد و خواهان استرداد غایرخان شد. سلطان‌محمد امتناع کرد و این امر موجبات حملهٔ مغول به ایران و سایر ممالک اسلامى شد. سپاهیان چنگیز اترار و بخارا و سمرقند و خجند را تسخیر کردند و به‌سوى خراسان حرکت کردند. قشون مغول غزنین، کابل، سند، زابلستان، طبرستان، گیلان، آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و عراق را گرفتند، و محمد خوارزمشاه با اولین شکست خود را باخت و به‌سوى مرکز ایران گریخت. او پس از مدت‌ها فرار به جزیرهٔ آبسکون در دریاى خزر رفت و در آنجا درگذشت. لشکر مغول طى پنج سال میلیون‌ها انسان را کشتند و بقیه را به بردگى گرفتند و از شهرهاى آباد و بزرگ آن زمان جز ویرانهٔ سوخته‌اى برجا نگذاشتند و آثار تمدن و معرفت را از بین بردند.

جلال‌الدین منکبرنى (۶۱۷ تا ۶۲۸ هجرى قمرى)

او پسر سلطان‌محمد و مردى شجاع بود و جنگ‌هاى متوالى با سپاهیان چنگیز انجام داد ولى در عین حال غارت و چپاول لشکر وى در نواحى تحت سلطهٔ آنها موجب عصیان و شورش مردم آن نواحى شد و بخشى از نیروى جلال‌الدین صرف خواباندن این شورش‌ها و در نتیجه تضعیف شد. عاقبت جلال‌الدین با باقیماندهٔ سپاه وى به کردستان عقب‌نشینى کرد و در کوه‌هاى کردستان جان سپرد. با مرگ او سلسلهٔ خوارزمشاهیان به پایان رسید.

قلمرو خوارزمشاهیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.