خانه / سلجوقیان (۴۲۹ تا ۷۰۷ هجری قمری)

سلجوقیان (۴۲۹ تا ۷۰۷ هجری قمری)

  • سلجوقیان

  • ایران در دوره سلجوقی

  • سلاجقه بزرگ

دولت ترکمانان سلجوقی ، یکی از وسیعترین و قویترین و پایدارترین دولتهای بوده که از سال ۴۲۹ ه.ق. که سال پیروزی طغرل سلجوقی بر سلطان مسعود غزنویی در دندانقان سرخس است – تا سال ۵۹۰ ه.ق.- که سال سقوط آخرین پادشاه سلجوقی به دست اینانج است – ادامه داشته است .

تحکیم موقعیت دولت سلجوقی ، به دو دلیل عمده صورت گرفته است : نخست آنکه برای اداره این دولت پهناور – که از ماورای سیحون تا سواحل مدیترانه و از عمان تا تفلیس گسترش یافته بود – از جناح ایرانی فارسی زبان برای تدوین ادارات دواتی ( دواوین ) و تعیین وزیران و همکاران اداری استفاده کردند . طبعا” ، مقاومتی در برابر آنان که اصولا”‌ترک ( ترکمان ‌) بودند و به زبان ترکی نیز سخن  میگفتند پیش نیامد. وزرای معروف آنان عبارت بودند از : عمیدالملک کندری ، خواجه نظام الملک طوسی، مجد الملک قمی، شرف الملک خوارزمی ، سعد الملک آبی ، شرف الدین انوشیروان خالد کاشانی و امثال آنان . دلیل دوم ، موقیعت دولت سلجوقی بود . البته ، به علت اضطراری که خلیفه عباسی ( القائم لامرالله )‌ در استفاده از نیروهای ترکمان دچار آن شده بود ، ناچار حکومت آنان را به رسمیت شناخت و بغداد نیز در همه موارد ، آنان رامورد تایید و تجلیل قرار می داد .

این تایید بر اساس آن صورت گرفت که امیری از امرای دیلمیان فارس به نام “‌ ارسلان بسا سیری ” ( اهل فسا ) که خود شیعه اسماعیلی بود ،‌بر بغداد تسلط یافت . وی خلیفه القائم را از شهربیرون راند و خود به منصب حکومت نشست و در بغداد خطبه به نام خلیفه فاطمی مصر المستنصربالله خواند .

خلیفه القائم که در تبعید به سر می برد ، از طغرل – نخستین پادشاه سلجوقی – کمک خواست . طغرل هم تازه در خراسان پایدار شده ، سلاطین غزنوی را از خراسان به هندوستان رانده و نیشابور را پایتخت قرار داده بود . وی ابونصر کندری ( نیشابوری ) رابه وزارت انتخاب کرده و در رقابتهای خانوادگی بر برادر خود ، ابراهیم ینال ( در همدان ) ، پیروز شده بود . همچنین ، آل زیار را برانداخته و با شکست نوشیروان پسر منوچهر بر گرگان و مازندران تسلط یافته و خوارزم را در سال ۴۳۴ه.ق. به دست آورده بود . سال بعد (‌۴۳۵ ه.ق. )‌  با حمله به ری و بلاد عراق ،‌آل کاکویه و آل بویه را نیز از این سرزمین بیرون کرد و نیروهای که به سرداری برادرش قاورد به کرمان فرستاده بود ، توانستند آخرین حکمران ال بویه ( بهرام بن لشکرستان ) را از فارس و همچنین کرمان بیرون رانند.

بدین طریق ، روزی که طغرل متوجه بغداد شد ( ۴۴۷ ه.ق. ) قسمت عمده سرزمین خراسان بزرگ ماوراءالنهر و کرمان و گرگان و مازندران و ری و همدان و فارس در قلمرو و اختیار او قرار گرفته بود .

پیروزی او بر ملک رحیم دیلمی که فرمانده ظاهری بغداد بود ، و ارسلان بساسیری که شهر را فتح کرده بود ، خیلی زود و ساده صورت گرفت در رمضان سال ۴۴۷ ه.ق. در بغداد خطبه به نام طغرل سلجوقی خواندند. او نیز خلیفه (القائم) را از تبعید گاه به بغداد آورد و دوباره بر تخت خلافت نشاند. خلیفه با برادرزاده طغرل، یعنی دختر داود ( و خواهر آلب ارسلان)‌، ازدواج کرد و خود طغرل نیز دختر خلیفه را به زنی گرفت. بدین طریق، پیوند خانوادگی میان سلجوقیان و خلفای اسلامی بر قرار شد. مقاومت بساسیری در سال ۴۵۱ ه.ق. به جایی نرسید و در آخرین  جنگ شکست خورد ( حدود کوفه ) و کشته شد . سر او را پیش خلیفه در بغداد فرستادند .

اصولا” ، ترکمانان از سالها پیش – بعد از مهاجرت از آسیای مرکزی – به توافق و اشاره سلطان محمود غزنوی در حوالی سرخس و ابیورد ساکن شده، ‌و عموما اسلام را قبول کرده بودند. جد آنان ، سلجوق بن دقاق ، در اواخر عهد سامانی از قرلق ( خلخ ) به حوالی جند ( کنار سیحون )‌ آمده بود . پسرش میکائیل که در جنگها به قتل رسید ، سه پسر داشت : یبغو ، جغری و طغرل. به علت عدم رعایت موارد قراردادی که آنان با سلطان محمود بسته بودند، ارسلان بن سلجوق به زندان افتاد. وی در هند بود تا او را نجات دادند. طغرل پسر میکائیل بن سلجوق بود که سلسله سلجوقی را تشکیل داد و تا رمضان ۴۵۵ ه.ق. سلطنت کرد ، در این سال در حوالی ری ( طجرشت ، تجریش ) در هفتاد سالگی در گذشت . وزرای او ، ابونصر عمیدالملک کندری و ابوالقاسم جوینی ( سالارپوژگان ) بودند . نام اسلامی طغرل ، ابوطالب محمد بود و از طرف خلیفه عباسی ، لقب رکن الدین را به دست آورد .

جانشین طغرل که آلب ارسلان، برادرزاده اش (پسر جعفری) ‌بود، نام اسلامی محمد داشت و ده سال سلطنت کرد. وزیر او، ابو علی حسن بن اسحق معروف به خواجه نظام الملک، شهرت تمام دارد که بعد از قتل عمیدالملک در ذیحجه ۴۵۶ ه.ق. به وزارت انتخاب شد.

در زمان آلب ارسلان بود که فتح ارمنستان صورت گرفت و گرجستان و ابخاز جزو قلمرو سلجوقیان گردید (۴۵۶ ه.ق.)، همچنین ، سپاهیان سلجوقی در شمال تا خوارزم پیش رفتند و در شرق به بلخ رسیدند ( ۴۵۸ ه.ق.). قاورد، برادر آلب ارسلان ، به کرمان تاخت و فارس و کرمان را تا حوالی عمان و طیس ( چاه بهار ) تسحیر کرد . وی همان است که سلسله ای به نام سلجوقیان کرمان تشکیل داد کهحوزه حکومتی آنان ، از حوالی قندهار تا طیس . جرون ( بندر عباس) و داراب و طبس ( خراسان ) توسعه پیدا کرد . آلب ارسلان به سال ۴۶۲ ه.ق. به آسیای صغیر تاخت و امپراتور روم شرقی ” رمانوس دیو جانوس ” را در حوالی ملاذگرد ( مابین دریاچه وان و ارز روم ، شمال اخلاط )‌ شکست داد. پس از آن، مصالحه ای بین او و امپراطور روم صورت گرفت که از دخالت رومیان در ارمنستان کاست و زمینه را برای پیشرفت بعدی ترکان سلجوقی در آسیای صغیر و پیداشدن دولت مستقل سلجوقیان آناتولی فراهم ساخت .

آلب ارسلان در ششم ربیع الاول سال ۴۶۵ ه.ق. در حالی که در راه خوارزم نسبت به یکی از کوتوال آن ولایت خشم گرفته بود ، به دست همان کوتوال ( قلعه بان ) ، به نام یوسف خوارزمی ، به ضرب دشنه از پای در آمد . نعش او را در مرو – که حاکم نشین دولت سلجوقی شده بود – به خاک سپردند . جلال الدین ابوالفتح حسن ، معروف به ملکشاه ، فرزند آلب ارسلان، به کوشش خواجه نظام الملک به سلطنت رسید. او نه تنها بر آشوبهای داخلی، از جمله حمله قاورد – پادشاه کرمان – به همدان پیروز شد ( در همدان ) ، بلکه بیت المقدس را نیز در سال ۴۶۳ ه.ق. تسخیر کرد و شام را در سال ۴۷۲ ه.ق. با محاصر دمشق به دست آورد و دیاربکر را در سال ۴۷۷ ه.ق. تسخیر کرد . پس از آن سپاهیان وی به انطاکیه رسیدند و بنا به روایت معروف ، ” اسبان را از دریای روم ( مدیترانه ) آب دادند “. دو سال بعد حلب نیز به تصرف ملکشاه در آمد . ماوراءالنهر نیز در سال ۴۸۲ ه.ق. تسخیر شد و سمرقند و اوزکند و کاشغر تحت تسلط او قرار گرفت . این همان سفری است که گویند کرایه ملاحان جیحون را خواجه نظام الملک بر خراج انطاکیه حواله نوشت تا وسعت مملکت و روانی سکه و آزادی تجارت را ثابت کند . اصولا” ، در زمان سلجوقیان ارتباطات تجارتی ایران توسعه بسیار یافت .

در راهها کاروانسراها و خوابگاهها ساخته شد و برای اینکه در بیابانها کاروانها راه را گم نکنند ، برجهای بلند ( بعضی تا چهل گز – بیست و پنج متری – ارتفاع ) بنا شد که هنوز هم در فهرج بم نمونه آن باقی است . مردم آسایش داشتند ،‌چنانکه در کرمان – زمان قاورد – نان صدمن به یک دینار فروخته می شد .

در عصر سلجوقیان، به خصوص ملکشاه، گروه مذهبی مقتدری که به اسماعیلیه یا سبعیه (بعضا قرمطی) معروف اند پدید آمد. در بسیاری از موارد ، کوشش ملکشاه و هم وزیرش خواجه نظام الملک طوسی بر این بود که این گروه را منزوی یا ریشه کن کنند .

این طایفه به خصوص در قهستان ( قائنات ) و همچنین ماورای البرز (‌ الموت ) پایگاههای بزرگ یافته بودند و این حسن صباح بود که در رجب سال ۴۸۳ ه..ق. بر قلعه الموت استیلا یافت . وی سازمان فداییان اسماعیلی را بنیان نهاد و چنانکه می دانیم ، سرانجام خواجه نظام الملک به دشنه یکی از همین فداییان اسماعیلی به قتل رسید (‌ در صحنه کردستان ، رمضان سال ۴۸۵ ه.ق. ) . نعش وی را به اصفهان حمل کردند و در آنجا به خاک سپردند .

در زمان ملکشاه و به کوشش خواجه نظام الملک طوسی بود که پادشاه سلجوقی در بغداد ، دارالاماره خاص داشت . ملکشاه سالی چند ماه زمستان را در بغداد می گذراند و چنانکه می دانیم ، سرانجام یکی دو ماه بعد از قتل نظام الملک ، ملکشاه نیز در بغداد در گذشت ( نیمه شوال سال ۴۸۵ ه.ق. ) و جسدش را به اصفهان آوردند . علاوه بر آن ، برای نخستین بار حوزه قدرت پادشاهان سلجوقی تا حرمین شریفین – مکه و مدینه –  نیز گسترش یافت و هر سال هدایا و نذورات بسیار توسط شاه و وزیر او خواجه نظام الملک ، به مکه می رسید . همچنین ، قدرت و نفوذ خلفای فاطمی که تا آن روزگار در مکه و مدینه زیاد شده بود ، کاهش یافت .

قدرت سلجوقیان مرکزی ( عراق ) بعد از ملکشاه کم کم کاستی گرفت و میان برکیارق بن ملکشاه ( فوت صفر سال ۴۹۸ ه.ق. ) و محمد بن ملکشاه ، ( فوت ذیحجه سال ۵۱۱ ه.ق.) بارها زد و خورد روی داد و مملکت در شرف تجزیه واقع شد .

حکومت طولانی سلطان سنجر بر خراسان ( ۴۹۰ ه.ق. تا ۵۲۲ ه.ق. ) که مدتی از آن را در ایام اختلافات برادران ، در این ولایت حاکم بود ، اغلب در زد و خوردهای محلی گذشت و آخرین بار که به سمرقند لشکر کشید ، ارسلان خان ( خان سمرقند ) رسما” از اطاعت وی سرباز زد و جیحون مرز رسمی شد . سنجر ناچار شد به بسیاری از شهرهای تسخیر شده ،‌مجددا” لشکر بکشد . چنانکه در شوال سال ۵۱۱ ه.ق. به غزنین تاخت و بهرامشاه غزنوی را دست نشانده خود ساخت و در جمادی الاول سال ۵۱۳ ه.ق. در ساوه با سلطان محمود – برادرزاده اش – به جنگ پرداخت .

سنجر در سال ۵۲۴ ه.ق. مجددا” به سمرقند لشکر کشید تا خان سمرقند را مطیع سازد . همچنین ، به علت طغیان” اتسز ” ، پسر قطب الدین محمد خوارزمشاه که دست نشانده سنجر بود ناچار به خوارزم نیز لشکر کشید ( ربیع الاول سال ۵۳۳ ه.ق.)‌ و قلعه هزار اسب را تسخیر کرد هر چند اتسز را به دست نیاورد .

در صفر سال ۵۳۶ ه.ق. سنجر برای آرام کردن ماوراءالنهر به جنگ گورخان قراختایی رفت . در این جنگ بود که در محل قطوان ( شش فرسخی سمرقند ) از قراختاییان شکست خورد و همسرش اسیر شد و خود ترمذ گریخت .
لشکر کشیهای دیگر او به خوارزم ( ۵۲۸ ه.ق.و ۵۴۲ ه.ق.) هیچ کدام نتیجه دلخواه نداشت و ضعف عمومی دولت سلجوقی باعث شد که طوایف ” غز ” ، از ترکمانان ساکن ماوراءالنهر ، کم کم قدرت و قوت بیشتر یافتند و شروع به بی رسمی در ولایات شرقی نمودند . در آخر کار ، به توصیه موید الدین آی ابه – حاکم نیشابور – سنجر به جنگ غزها رفت و در این جنگ سنجر شکست خورد و به دست امرای غز اسیر شد . حدود یک سال در اسارت بود تا در سال ۵۵۱ ه.ق او را ازاد کردند . اما اندکی بعد بیمار شد و در چهاردهم ربیع الاول سال ۵۵۲ ه.ق. وفات کرد و در مرو شاه جهان ( پایتخت ) ، او را به خاک سپردند. دیگر امرای ساجوقی ،‌مانند محمود بن محمد سلجوقی ( فوت ۵۲۵ ه.ق.) هر چند گاه گاهی کروفری با خلفای بغداد ( المسترشد، و الراشدب بالله ) نیز داشته اند ، اما هیچ کدام قدرت قابل توجهی نیافتند . رکن الدین ابوطالب ، طغرل بن محمد ( طغرل دوم ) ، در مبارزات میان شاهزادگان سلجوقی گرفتار آمد . مسعود بن محمد ( فوت سال ۵۴۷ ه.ق ) ملکشاه بن محمود ، محمد بن محمود بن محمد ( فوت سال ۵۴۴ ه.ق. ) و ارسلان شاه بن طغرل ( فوت سال ۵۷۱ ه.ق. ) اغلب با اتابک ایلد گز از اتابکان آذربایجان در زد خورد بودند. آخرین آنان ، رکن الدین ابوطالب طغرل بن ارسلا نشاه ، طغرل سوم سلجوقی بود . که در جنگ با قتلغ اینانج در حوالی ری شکست خورد و کشته شد . سر او را پیش خلیفه الناصرلدین الله فرستادند ( ربیع الاول سال ۵۹۰ ه.ق.) بدین طریق دولت سلجوقیان عراق به پایان رسید.

سلجوقیان کرمان

یک تیره مهم از حکومت سلجوقیان، بخشی بود که در ناحیه وسیعی از جنوب شرقی ایران حکومت راندند و به عنوان سلجوقیان کرمان شهرت یافتند . قاورد ( قورد = گرگ ) بن جغری بیک به اشاره طغرل به کرمان تاخت و امیر دیلمی مقیم کرمان – بهرام بن لشکرستان – را شکست داد و خود بر کرمان تسلط یافت. او تمام بلوچستان را به تصرف آورد و جیرفت و طوایف ” قفص ” را آرام کرد و به فارس لشکر کشید ( آل فضلون ) و در ساحل هرمز با امیر عمان (شهریاربن تافیل) ملاقات کرد . سیستان را گرفت و به فرزند خود ایرانشاه سپرد و خود ادعای استقلال کرد . او سپاه خود را تا همدان نیز رساند و در جنگی که با برادرزاده خود ملکشاه کرد، در نزدیک همدان به قتل رسید (سال ۴۶۶ ه.ق. ).
فرزندانش ، کرمانشاه بن قاورد و سلطان بن قاورد ، مدتها در کرمان حکومت کردند . ملکشاه سلجوقی در سال ۴۷۲ ه.ق. به کرمان لشکر کشید . تورانشاه نیز با ملکشاه جنگی داشته است . همین تورانشاه بود که مسجد ملک و کتابخانه و حمام و محله شاه عادل را بنا کرد. ایرانشاه ، پسرش که در ذیقعده سال ۴۹۰ ه.ق.به تخت نشسته بود چهار سال بعد به قتل رسید .
ارسلان شاه بن کرمانشاه و ملک محمد و سلجوقشاه ، هر کدام چندی حکومت راندند و طغرلشاه بن محمد و ملک ارسلان برادرش ، سالها با یکدیگر در زد و خورد بودند . بهرامشاه نیز در این رقابتها شریک بود .
ملک ارسلان دوم از فارس کمک خواست و بهرامشاه از خراسان و اتابک ایلدگز نیز در این رقابتها دخالت کردند ( سال ۵۶۳ ه.ق ) کرمان محل رقابت خراسان و عراق و فارس شد و غلامان ترک به جان مردم افتادند . محمد شاه بن بهرامشاه و ملک تورانشاه بن طغرل ،‌هر کدام مدتی حکومت راندند تا در ماه مهر سال ۵۶۸ ه.ق. خراجی ( ۵۷۵ ه.ق.) طلیعه سپاهیان غز از خراسان به کرمان رسید . اندکی بعد ، به خصوص بعد از قحط و غلایی سخت ، ملک دینار غز از خراسان به کرمان تاخت و حکومت محمد شاه و سلجوقیان کرمان را به پایان رسانید ( رمضان سال ۵۸۱ ه.ق. )

حکومت غز

یک تیره از غزها به فارس رفتند و تیره دیگر آنان آنان هم به کرمان رسیدند و در آنجا حکومتی را تشکیل دادند. این حکومت پنجاه سال نیز طول کشید. غزها به نرماشیر و جیرفت و هرموز وسیرجان نیز تاختند (صفر سال ۵۸۹ ه.ق.).

پس از مرگ ملک دینار ( ذیقعده سال ۵۹۱ ه.ق.) پسرش فرخشاه و بعد، عجمشاه پسر دیگر او مدتی در کرمان حکومت راندند تا امرای ایج به کرمان روی آوردند . هر چند نظام الدین شبانکاره ای نیز در سال ۶۰۱ ه.ق. اسیر غزها شد ،‌اما اندکی بعد سپاهیان خوارزمشاه به سرداری ملک زوزن ،‌و سپاهیان فارس به سرداری امیر عزالدین فضلون ، به کرمان تاختند . اوضاع همچنان آشفته بود تا به سال ۶۱۹ ه.ق. براق حاجب قراختایی از خراسان به کرمان تاخت و بساط امرای خوارزمی و اتابکان فارس را برچید و خود سلسله ای ترتیب داد که به قراختاییان کرمان شهرت یافت .

سلجوقیان آناتولی

سلجوقیان غرب که به سلجوقیان روم شهرت یافته اند، سر سلسله آنان سلیمان بن قتلمش بود که به سال ۴۷۰ ه.ق. بر غرب تسلط یافت. اندکی فترت حاصل شد تا ملکشاه توانست با جنگ ملازگرد ، کار غرب را یکسره کند. بعد از آن تاریخ، قلیچ ارسلان و داود بن سلیمان به حکومت غرب گماشته شدند. سپس ، پسرش ملکشاه تا سال ۵۰۰ ه.ق و برادرش رکن الدین مسعود تا سال ۵۱۰ ه.ق. و بالاخره عز الدین قیچ ارسلان ثانی تا سال ۵۵۱ ه.ق. حکومت راندند . در این ایام بود که حکومت سلاجقه روم نیز در شهرهای گوناگون پراکنده شد. شهرهایی مثل توقات، نیکسار، ابلستان، ‌قیصریه، سیواس، ‌آق سرای، ملطیه و آنقره هر کدام حکام نیمه مستقل داشتند. عز الدین قلیچ ارسلان سوم به سال ۶۰۰ه.ق. درگذشت. علاءالدین کیقباد، پسر کیخسرو، به سال ۶۱۶ ه.ق.به سلطنت رسید و در سال ۶۳۴ ه.ق. مسموم شد. اولاد او تا ذیحجه سال ۶۷۴ ه.ق. بر قونیه حکومت می راندند و از بعض آنان ، مانند قلیچ ارسلان چهارم ( فوت سال ۷۳۲ ه.ق. ) سکه هایی نیز باقی است . ولی ، دیگر حکومت غرب از تسلط سلجوقیان خارج شده بود و به تیره دیگر ترکان ، یعنی خلفای عثمانی ، انتقال یافت .

سلجوقیان تا زمان خود بزرگ‌ترین سلسله‌اى بودند که در ایران حکومت کردند. آنها على‌رغم اینکه چادرنشین بودند ولى زود تحت‌تأثیر تمدن ممالک تابع قرار گرفتند. در دورهٔ حکومت آنها ادب و فرهنگ فارسى بیش از قبل رونق و گسترش یافت. طى این دوره تصوف نیز رواج یافت. خصوصاً ظهور امام محمد‌غزالى موجب توجه زیاد مردم به تصوف شد. از متصوفین نامدار قرن ۵ و ۶ مى‌توان از امام ابوالقاسم قشیری، ابوسعید ابوالخیر، شیخ احمد جامی، احمد غزالی، غین‌القضاه همدانى و مجدالدین بغدادى نام برد. ناصر خسرو، عمر خیام، انوری، امیرمعزی، قطران، سنائی، ارزقی، اسدى طوسی، گردیزی، راوندی، باباطاهر و سنائى غزنوى در این دروه مى‌زیسته‌اند. دورهٔ سلجوقیان دورهٔ برآمدن اسماعیلیان در ایران بود. در این دوره حسن صباح فرستادهٔ خلیفهٔ اسماعیلى مصر به ایران آمدو در قلعهء الموت جا گرفت و قلاع دیگرى را نیز به تصرف درآورد.

او در قهستان و اصفهان داراى نفوذ شد. اسماعیلیه شاخه‌اى از شیعیان هستند که پس از فوت امام ششم، به‌جاى امام موسى‌کاظم برادر دیگر او اسماعیل را امام مى‌دانستند و چون معتقد بودند که رعایت باطن اسلام مهم‌تر از ظاهر آن است به باطنیه نیز معروف شدند. به اسماعیلیان ایران نزارى (طرفداران نزار پسر مستنصر خلیفهٔ فاطمی) نیز گفته‌اند. آنها سازمان مخفى و مقررات خاصى داشتند و فدائیان اسماعیلیه که مخالفان خود را مى‌کشتند وحشت زیادى برانگیخته بودند. به‌دستور خواجه نظام‌الملک خود به‌دست فدائیان اسماعیلیه کشته شد. خلیفه مسترشد نیز به‌دست آنها به قتل رسید. امامان اسماعیلى پس از حسن صباح، بزرگ امید، محمد‌بن بزرگ امید، حسن (على‌ذکره‌السلام) بودند. آخرین آنها رکن‌الدین خورشاه بود که در زمان او هلاکو به‌الموت دست یافت و آنها را قلع و قمع کرد. در دورهٔ سلجوقیان به‌سبب انقیاد آنها نسبت به خلفاء عباسی، خلفا قدرت گرفتند. نظام‌الملک سعى داشت که سازمان ادارى سلجوقیان را مانند دورهٔ ساسانیان بازسازى کند. پایان حکومت سلاجقه ناظر قدرت گرفتن اتابکان ترک بر تقریباً سراسر ایران بود.

سلاجقهٔ بزرگ (خراسان ـ ۴۲۹ تا ۵۵۲ هجرى قمرى)

طغرل (۴۲۹ تا ۴۵۵ هجرى قمرى)

مؤسس دولت سلجوقى است. او و برادر وى چغرى‌بیگ داوود پس از واقعهٔ دندانقان، مسعود غزنوى را از خراسان بیرون راندند و طغرل خود را شاه خواند و در مرو و نیشابور خطبه به‌نام خود خواند و به‌نام خود سکّه زد. او قلمرو خود را گسترش داده، گرگان، طبرستان، خوارزم، کرمان، ری، اصفهان، همدان، فارس، بین‌النهرین، ارمنستان، هرات و سیستان را فتح کرد و بغداد را که آخر دژ آل‌بویه بود، تسخیر نمود و سراسر ایران تحت سلطهٔ سلجوقیان قرار گرفت. وزیر معروف او عمیدالملک کندرى بود.

الب‌ارسلان (۴۵۵ تا ۴۶۵ هجرى قمرى)

پسر چغرى‌بیگ و جانشین طغرل بود. او عمیدالملک کندى را کشت و خواجه نظام‌الملک طوسى را به وزارت خویش برگزید. گرجستا و ارمنستان و آبخاز را تصرف کرد و قتل و غارت بسیار انجام داد. در جنگ با امپراتورى روم شرقى پیروز شد و قلمرو خود را تا آسیاى‌صغیر امتداد داد و شعبه‌اى از سلاجقه با نام سلاجقهٔ روم در آنجا دولت بزرگى تشکیل دادند. الب‌ارسلان در جنگى در ماوراءالنهر کشته شد.

ملکشاه (۴۶۵ تا ۴۸۵ هجرى قمرى)

او ۱۷ یا ۱۸ ساله بود کمه به سلطنت رسید. او دمشق و انطاکیه و حلب را گرفت و قراخانیان ماوراءالنهر را تابع خود کرد. دوران او اوج قدرت سلجوقیان بود. قلمرو او از غرب تا مدیترانه و از شرق تا کاشغر و دریاى خوارزم، از شمال به کوه‌هاى قفقاز و از جنوب به خلیج فارس مى‌رسید. او اصفهان را پایتخت خود قرار داد. خواجه‌نظام‌الملک وزیر او نیز بود و در زمان او بود که حسن صباح فرقهٔ اسماعیلیهٔ ایران را تشکیل داد. در دروهٔ او آرامش نسبى به‌وجود آمد و تحت آن شرایط خواجه نظام‌الملک رصدخانه و نظامیه‌ها را تأسیس کرد، اصلاح تقویم معروف به تقویم جلالى که تقویم شمسى فعلى براساس آن است و بستن زیج که عمر خیام نیز در آن شرکت داشت مربوط به این دوره است. پس از مرگ ملکشاه جنگ خانگى بر سر قدرت درگرفت.

برکیارق (۴۸۵ تا ۴۹۸ هجرى قمرى)

پسر ارشد ملکشاه بود. او پس از مدتى در اثر بیمارى درگذشت. محمد، پس از بردار خود بر کیارق مدت کوتاهى بر سراسر قلمرو سلجوقى حکومت کرد. از مسائل دورهٔ او مبارزه با فرقهٔ اسماعیلیه است. و پسر وى محمد را به حکومت خراسان گمارد.

سنجر (۵۱۱ تا ۵۵۲ هجرى قمرى)

در خراسان ادعاى استقلال کرد و بر نواحى شرقى قلمرو سلجوقیان در ماوراءالنهر و خوارزم فرمانروائى کرد. او طغیان آتسز خوارزمشاه را که اعلام استقلال کرده بود فرونشاند. در جنگ با ترکان قراختائى و ترکان غز شکست خورد و به اسارت غزها درآمد. پس از ۲ سال اسارت از چنگ غزها گریخت و در اثر بیمارى درگذشت. با درگذشت وى دورهٔ سلاجقهٔ بزرگ خاتمه یافت و از این زمان سلاجقهٔ قسمت‌هاى مختلف به استقلال حکومت کردند.

سلاجقهٔ کرمان (۴۳۳ تا ۵۸۳ هجرى قمرى)

سلاجقهٔ کرمان به‌سبب نام مؤسس این شعبه، قاورد، آل‌قاورد نیز مى‌خوانند. قاورد بردار الب‌ارسلان و مدعى ملکشاه بود که به‌‌دست ملکشاه کشته شد. پس از او سلاطین این شعبه سلطنت‌هاى غالباً کوتاه مدتى داشتند. جنگ‌هاى خانگى میان ایشان جریان داشت. پادشاهان این سلسله مساجد و مدارس و ابنیهٔ زیادى ساختند و عده‌اى از آنها به شعر و ادب علاقه داشتند و ممدوح ازرقى هروى و عثمان مختارى بوده‌اند. این شعبه به‌دست ترکان غُز از بین رفت.

سلاجقهٔ عراق و کردستان (۵۱۱ تا ۵۹۰ هجرى قمرى)

سلاجقهٔ عراق و کردستان علاوه بر عراق و کردستان در دوره‌هائى بر فارس و خوزستان و آذربایجان نیز حکومت کرده‌اند. مؤسس این شاخه محمود پسر محمد و نوهٔ محمود سلجوقى بود. سلطنت بیشتر پادشاهان این شعبه اسمى و در عمل به‌دست اتابکان آنها بود. آخرین سلطان این سلسله طغرل ابن‌ارسلان بود که سلطنت وى به‌دست خوارزمشاهان منقرض شد.

سلاجقهٔ شام (۴۸۷ تا ۵۷۷) هجرى قمرى و سلاجقهٔ روم (۴۷۹ تا ۷۰۷ هجرى قمرى)

سلاجقهٔ شام به‌وسیلهٔ اتابکان دمشق و سلاجقهٔ روم در دروهٔ مغول دست‌نشاندهٔ آنها و عاقبت به‌دست عثمانى‌ها منقرض شدند.

قلمرو سلجوقیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.