خانه / مبانی علم تاریخ / -تاریخ شناسی / ماهیت، موضوع، روش و ارزش تاریخ – آر. جی. کالینگوود

ماهیت، موضوع، روش و ارزش تاریخ – آر. جی. کالینگوود

مشاهده: 1326 بار

تاریخ چیست؟ کالینگوودتاریخ چیست، درباره چیست، چگونه به پیش می رود، و برای چیست، پرسشهایی اند که تا حدودی افراد مختلف به طرق مختلف به آنها پاسخ می دهند. ولی با وجود اختلافات بسیار، بین پاسخ ها توافق وجود دارد و دامنه این موافقت بیش تر می شود اگر پاسخ ها با حذف نظر گواهان بی کفایت، موضوع نگرش دقیق تر قرار گیرد. تاریخ، مانند الهیات یا علم طبیعی، صورت خاص فکر است. اگر چنین است، پرسشهای مربوط به ماهیت، موضوع، روش و ارزش این صورت فکر را افراد واجد دو شرط باید پاسخ دهند.

اولاً، آنان باید تجربه آن صورت فکر را داشته و مورخ باشند. همه ما این روزها به معنایی مورخ هستیم. همه اشخاص تحصیل کرده از یک جریان آموزش که شامل مقداری تفکر تاریخی بوده است عبور کرده اند، ولی این امر آنان را حائز شرط ابراز عقیده درباره ماهیت، موضوع، روش و ارزش تفکر تاریخی نمیکند. زیرا اولاً، تجربه تفکر تاریخی که آنان به این سان کسب کرده اند، احتمالاً بسیار سطحی است و بنابراین، عقاید مبتنی بر این نوع تجربه نتیجه ای بهتر از آن ندارد که کسی پس از یک سفر آخر هفته به پاریس درباره ی مردم فرانسه اظهارنظر کند. ثانیاً، تجربه هر چیزی که از مجاری عادی کسب شده باشد، علاوه بر سطحی بودن، بدون استثنا کهنه است. تجربه تفکر تاریخی، که این گونه به دست آمده، از روی نمونه کتابهای درسی است و کتابهای درسی همیشه چیزی را شرح میدهند که مورخان واقعی زنده در زمانی در گذشته که ماده خام مورد استفاده برای گردآوری کتاب درسی تولید می شد فکر میکردند، نه آنچه را که مورخان واقعی زنده در حال حاضر فکر می کنند. اما فقط نتایج فکر تاریخی نیست که هنگام ورود به کتاب درسی کهنه است، بلکه این اصول فکر تاریخی، یعنی اندیشه های مربوط به ماهیت، موضوع، روشی، و ارزش تاریخ نیز چنین است. ثالثاً، که به این مطلب مربوط است، توهم خاصی وجود دارد که بر همه دانش هایی از طریق آموزش به دست می آیند عارض می شود: توهم نهایی بودن هنگامی که فردی در هر موضوعی در وضعیت دانش آموزی قرار می گیرد: او باید باور کند که امور وضع ثابت و حل وفصل شده ای دارند، زیرا کتابهای درسی و معلمانش آنها را حل و فصل شده میانگارند؛ اما هنگامی که از آن وضعیت در می آید و موضوع را خودش مطالعه میکند، میبیند که هیچ چیز حل وفصل شده نیست، جزمیتی که نشانه ی ثابت عدم بلوغ اوست فرو میریزد و به آنچه در اصطلاح حقایق خوانده می شود با دیدی نو می نگرد. به خود می گوید: معلم و کتابهای درسی به ما میگفتند که فلان و بهمان درست است، ولی آیا واقعاً درست است؟ آنان چه دلایلی داشتند که فکر می کردند درست است، و آیا دلایل شان کافی بود؟»

از سوی دیگر، اگر او از وضعیت شاگردی بدون ادامه مطالعه موضوع خارج شود، هرگز خود را از این جزمیت رها نمی کند و از این بابت به شخصی تبدیل می شود کاملاً نامناسب برای پاسخ دادن به پرسش هایی که ذکر کردم. مثلا، گمان نمیرود کسی بدتر از یک فیلسوف آکسفورد به این پرسشها پاسخ دهد؛ کسی که زمانی دانشجوی تاریخ بوده و در جوانیش آثار بزرگان را خوانده است و فکر می کند که این تجربه جوانی در تفکر تاریخی به او اجازه میدهد بگوید تاریخ چیست، درباره چیست، چگونه پیش میرود، و برای چیست.

دومین شرط برای پاسخ دادن به این پرسشها آن است که انسان نه فقط تجربه تفکر تاریخی داشته باشد، بلکه درباره آن تجربه تأمل هم کرده باشد. او باید نه فقط مورخ بلکه فیلسوف هم باشد؛ و به خصوص فکر فلسفی او باید توجه خاص به مسائل اندیشه تاریخی را نیز در بر بگیرد. حال ممکن است انسان مورخی کاملا خوب (اگرچه نه مورخ تراز اول) باشد، بدون آنکه اینگونه درباره تفکر تاریخی خویش تأمل کند. در عین حال، مهم است به یاد آوریم که نخست تجربه می آید، و سپس، تأمل درباره آن تجربه. حتی کم تأمل ترین مورخ شرط اول را داراست. او تجربه ای را که درباره آن تأمل کند دارد و هنگامی که از او خواسته شود درباره آن تأمل کند بخت زیادی هست که تأملاتش بی ربط نباشد. مورخی که هیچگاه زیاد در فلسفه کار نکرده است، احتمالا پرسشهای چهارگانه ما را به طریقی هوشمندانه تر از فیلسوفی جواب خواهد داد که هیچگاه زیاد در تاریخ کار نکرده است.

بنابراین، من پاسخ های پرسشهای چهارگانه را چنان که فکر میکنم هر مورخ امروزی خواهد پذیرفت مطرح خواهم کرد. البته این جواب ها فوری و صیقل نیافته خواهند بود، اما برای تعریف موقت از جستار ما به کار خواهند آمد و به تدریج که بحث پیش می رود از آنها دفاع میکنیم و تفصیل می دهیم.